خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جویدوان که در آتش نسوزد کی ز آب آرام جوید
۲
عاشق و آرام دل هیهات هیهات این بلا کشکی به یاد خویشتن پرداخت تا آرام جوید
۳
دل پناه از جور گردونم به جانان برده هِی هِیآهوی مسکین امان از شیر خون آشام جوید
۴
عاشقی را خاک بر سر کن که وصل و کام خواهدعارفی را ننگ عارف دان که ننگ و نام جوید
صفحهٔ ۱ از ۲