خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیستدور غم شاد اگر دور فلک رامم نیست
۲
در فراق لب شیرین تو ای چشمهٔ نوشبه لبت تلخی زهری نه که در کامم نیست
۳
بیتو شامی اگر ای وصل به صبح آوردمخون به دست آر که دیگر طمع شامم نیست
۴
آنچنان برده ز سر هوش من آن دانهٔ خالکه پیم رفته به دام و خبر از دامم نیست
صفحهٔ ۱ از ۳