شعر را زندگی کن
خلوتی با نیر تبریزی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرغی شکسته درخور تیر ستم نبودگیرم مقیم زلف تو صید حرم نبود
۲
بیدار بخت من که شدم صید شست توپیکان جان شکار ترا صید کم نبود
۳
شد قاتل از سر من و غم میکشد مراگر بود بر سرآنکه مرا کشت غم نبود
۴
آنرا که دلخوش است بسیری ز بوستانراندن ز در نشانۀ اهل کرم نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth