شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدام سینه که مجروح و دل فگار تو نیستکدام دل که به هر گوشه بی قرار تو نیست
۲
بیادگار تو در دل خدنگ هاست مراکشم ز سینه خدنگی که یادگار تو نیست
۳
زدیده سیل دمادم به رخ فشانم از آنکه شویم آن اثری را که از غبار تو نیست
۴
خبر ز جوهر جان کس نمیدهد لیکنبنزد ما بجز آن لعل آبدار تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth