شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۸

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی کنی نظری بیدلان غمگین راهمی کشی به جفا عاشقان مسکین را
۲
صبا حکایت زلفت به هر که شهر بگفتدگر مجال مده مردم سخن چین را
۳
ای به طرف گلستان نشانده نرگس مستز شاخ سنبل تر سایه کرده نسرین را
۴
بیا که بی تو جهانم به چشم تاریک استمگر به روی تو روشن کنم جهان بین را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth