شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرانیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا
۲
نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه می‌گرددز صیقل کاری خاکستر پروانه در صحرا
۳
ز وحشت تنگنای شهر زندان است بر عاشقبه وسعت داد عشرت می‌دهد دیوانه در صحرا
۴
ز سیل اشگ میسازم خراب این عالم دل رابرای خویش پیدا می‌کنم ویرانه در صحرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth