شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌رساند از ره ظلمت به منزل مور راآنکه پنهان در دل هر ذره دارد نور را
۲
وادی عشق است و اول ترک هستی گفته‌امکرده‌ام بر خویشتن نزدیک راه دور را
۳
به نگردد از رفوکاری جراحت‌های دلبخیه بی‌نفع است زخم کاری ناسور را
۴
زهر چشمش را هجوم گریه‌ام در کار بودتلخی بادام او می‌خواست آب شور را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth