شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرج میرزا

شمارهٔ ۳۱ - گفتگو با جوانِ فرنگی مَآب

مثنوی‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم به جوانکی مُفَرَّنگکای در خم و چم بسان خرچنگ
۲
برگو ز سبیل خود چه دیدیکاین سان دُم و گوش او بریدی
۳
گفتا که سبیل بنده روزیدزدیده ز کون غیر گوزی!
۴
چون دزدی او به چشم دیدمزان رو دُم و گوش او بریدم!
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth