خلوتی با ایرج میرزا
شمارهٔ ۳۰ - دو قوچِ جنگی
مثنویها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خواهند از جان هم این دو قوچکه جنگیده با هم سر هیچ و پوچ
۲
چرا تشنه خون هم گشتهاندنه میراث بَر ، نه پدر کُشتهاند
۳
نه این خورده آن دیگری را عَلَفنه آن کرده آبِشخورِ این تلف
۴
جهان صلح بود و صفا سر به سرنبود ار دو بر هم زنِ بَد سِیَر
صفحهٔ ۱ از ۱