شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن تیغی که آبش شست جرم کشتگانش راربودم دلنشین زخمی که می‌بوسم دهانش را
۲
جنونم می‌برد تنها به سیر آن بیابانیکه نبود ایمنی از رهروان ریگ روانش را
۳
چمن کی گلبنی آرد به آب و رنگ رخسارتاگر مالد به روی لاله، خون ارغوانش را
۴
نمود آسان فراق نخل بالایش ندانستمکه این تیر از جدایی بشکند پشت کمانش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth