خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سان شانهات سرپنجه گردانم گریبان رابه چنگ آرم مگر زین دست آن زلف پریشان را
۲
نباشد نیک باطن در پی آرایش ظاهربه نقاش احتیاجی نیست دیوار گلستان را
۳
مگو از گریهٔ بیحاصلم کاری نمیآیدبه دامن رهنمایی میکند چاک گریبان را
۴
به خاک آستانت جبههٔ ما دارد آن نسبتکه ندهد رخصت آنجا نشستن نقش دربان را
صفحهٔ ۱ از ۲