خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز راتا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
۲
شب همه شب انتظار صبحرویی میرودکان صباحت نیست این صبح جهانافروز را
۳
وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای اوتا قیامت شکر گویم طالع پیروز را
۴
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنمجان سپر کردند مردانْ ناوکِ دلدوز را
صفحهٔ ۱ از ۳