خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرقفام رابر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را
۲
هر ساعت از نو قبلهای با بتپرستی میرودتوحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
۳
مِی با جوانان خوردنم باری تمنا میکندتا کودکان در پی فتند این پیر دُردآشام را
۴
از مایهٔ بیچارگی، قطمیر، مردم میشودماخولیای مهتری، سگ میکند بلعام را
صفحهٔ ۱ از ۳