شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر تو برفکنی در میان شهر نقابهزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب
۲
که را مجال نظر بر جمال میمونتبدین صفت که تو دل می‌بری ورای حجاب
۳
درون ما ز تو یک دم نمی‌شود خالیکنون که شهر گرفتی روا مدار خراب
۴
به موی تافته پای دلم فروبستیچو موی تافتی ای نیکبخت روی متاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth