خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیتو حرام است به خلوت نشستحیف بود، در به چنین روی بست
۲
دامن دولت چو به دست اوفتادگر بهلی باز نیاید به دست
۳
این چه نظر بود که خونم بریخت؟وین چه نمک بود که ریشم بخست؟
۴
هر که بیفتاد به تیرت، نخاستوآن که در آمد به کمندت، نجست
صفحهٔ ۱ از ۳