خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر استپیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است
۲
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیدهای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر است
۳
شاهد که در میان نبُوَد، شمع گو: «بمیر»چون هست، اگر چراغ نباشد منوّر است
۴
اَبنای روزگار به صحرا روند و باغصحرا و باغِ زندهدلان، کویِ دلبر است
صفحهٔ ۱ از ۳