شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر استعشقبازی دگر و نفس‌پرستی دگر است
۲
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپیدیا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
۳
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوزگو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است
۴
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیستخبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth