خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی که عاشق و صابر بوَد مگر سنگ استز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
۲
برادران طریقت، نصیحتم مکنیدکه توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است
۳
دگر به خُفیه نمیبایدم شراب و سَماعکه نیکنامیِ در دین عاشقان ننگ است
۴
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینممرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
صفحهٔ ۱ از ۲