شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب به راستی شب ما روز روشن استعید وصال دوست علی رغم دشمن است
۲
باد بهشت می‌گذرد یا نسیم باغیا نکهت دهان تو یا بوی لادن است
۳
هرگز نباشد از تن و جانت عزیزترچشمم که در سرست و روانم که در تن است
۴
گردن نهم به خدمت و گوشت کنم به قولتا خاطرم معلق آن گوش و گردن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth