خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام شه که گدای در سرای تو نیستچگونه شاه تواند شد ار گدای تو نیست
۲
چو خاک پای تو گشتند سر شدند سرانسری چگونه کند سر که خاکپای تو نیست
۳
اگر بعرش پرد مرغ آشیان گلستدلی که با دو پر باز در هوای تو نیست
۴
نشان ز غیر ندید آنکه آشنای تو شدکه نیست هر که درین نشاء/ آشنای تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۴