شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمس حقیقت از افق جان پدید شدجان نیز شد نهفته و جانان پدید شد
۲
من دوش تا سپیده دم از جسم بی ثباتمردم هزار مرتبه تا جان پدید شد
۳
از مغرب خفا رخ توحید ذات دوستاز مشرق آفتاب درخشان پدید شد
۴
آن آفتاب سرزده از مشرق وجوباز سینه مغارب امکان پدید شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth