خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیابیا قدمی نه چو گل به صحن چمنچو غنچه چند توان بود پای در دامن
۲
قدم نهاد برون گل اگرچه در راهشزخار ریخته نشتر زمانه ی ریمن
۳
چمن نشاط فزاشد چنان که در عالمکسی به جز من و بلبل نمی کند شیون
۴
به بین که دیده نرگس سفید گشت و هنوزمژه بهم نزند در نظاره سوسن
صفحهٔ ۱ از ۱۶