→ حزین لاهیجیحزین لاهیجی
حزین لاهیجی
غزلیات ناتمام
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱بر رخ چه درگشاید، بیگانهٔ وفا را←شمارهٔ ۲آوارهٔ عالم، نگهی، ساخته ما را←شمارهٔ ۳دل نازک، پر از خون است و رسوا می کند ما را←شمارهٔ ۴سرشکِ لالهگون، رشکِ گلستان میکند ما را←شمارهٔ ۵چو شیشه بود تمنا تن کبود، مرا←شمارهٔ ۶سمند جلوه او، کرده تا غبار مرا←شمارهٔ ۷رفت آنکه دل به محنت، آسوده بود ما را←شمارهٔ ۸تب و تاب دوزخ از دل نبرد بهشت ما را←شمارهٔ ۹دادی به باد، طره عنبر سرشت را←شمارهٔ ۱۰چنان افشاند چشمم، بیتو، اشک بیمحابا را←شمارهٔ ۱۱فکند از نظرش، چشم کینه خواه مرا←شمارهٔ ۱۲شرار آتش دل، شبنم است باغ مرا←شمارهٔ ۱۳می لعلی ز ساغر می کشم، تبخاله لب را←شمارهٔ ۱۴نمی داند دل آگاه، در دنیا فراغت را←شمارهٔ ۱۵سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را←شمارهٔ ۱۶باغ و بهار سازد، جیب و کنار خود را←شمارهٔ ۱۷خوش آنکه غازه گر آیم رخ فرنگ تو را←شمارهٔ ۱۸نبرده لذت دیدار دلگشای تو را←شمارهٔ ۱۹گرانجان میکند، تعظیم بیجا اهل دنیا را←شمارهٔ ۲۰یاسمین بنده شود چاک گریبان تو را←شمارهٔ ۲۱به داغ عشق پروردم، بهار خاطر خود را←شمارهٔ ۲۲تا در سخن درآرم، شیرین زبان خود را←شمارهٔ ۲۳نبخشیدی به مگن یکبار، جام باده خود را←شمارهٔ ۲۴بهار خط، گل و می شد، نگاه فتنه مستش را←شمارهٔ ۲۵هجوم گریهٔ تلخ و خروش ناله های من←شمارهٔ ۲۶کدامین دیده سازد سرمه، گرد جلوه گاهش را؟←شمارهٔ ۲۷ادا سازد به خاموشی، لب او گفتگویش را←شمارهٔ ۲۸ای از تو، پریشان نظری آینه ها را←شمارهٔ ۲۹دعویست با شعر ترم، آن دشمن ادراک را←شمارهٔ ۳۰قامت شدهست خم، من دیرینه سال را←شمارهٔ ۳۱گشتم اسیر، جلوهٔ آن خوش خرام را←شمارهٔ ۳۲به پیری عشق سازد شوختر طبع جوانم را←شمارهٔ ۳۳علاج عقدهٔ دلتنگی، آسان است عاشق را←شمارهٔ ۳۴از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را←شمارهٔ ۳۵کنم رنگین تر از دامان گلچین، چشم خونین را←شمارهٔ ۳۶خدا درمانده نگذارد به عالم، بی نصیبان را←شمارهٔ ۳۷به شهد لفظ و معنی، رهنما گشتیم دوران را←شمارهٔ ۳۸دل بر سر تیر است، گشاییم کمین را←شمارهٔ ۳۹حریف نقش کج گر نیستی این بدقماران را←شمارهٔ ۴۰خدایا الفتی ده، با دل آزرده، لالان را←
۱ از ۹صفحهٔ بعد ←