شعر را زندگی کن
→ نعیم فراشرینعیم فراشری
نعیم فراشری

دیوان تخیلات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - آسمانشب لطیف و ماه تابان دلبر است←بخش ۲ - زبان دلمی‌کند هردم طبیعت در جهان←بخش ۳ - نوبهارنوبهارا! دلکش و جان‌پروری←بخش ۴ - شکوفهمدتی کاین مهر بالای مُنیر←بخش ۵ - بلبلهر یکی از اختران تابدار←بخش ۶ - صبر و امیدای زمان رفته! حسرت پروری←بخش ۷ - ماهاز کجا می‌آیی با چندین شکوه←بخش ۸ - عشقای فروغ عشق! بی تو زیستن←بخش ۹ - فلسفهبامدادان که زمین و آسمان←بخش ۱۰ - زمستاناین جهان آیا چرا ویران شده است؟←بخش ۱۱ - بر مزار خواهران و برادرانای گل‌ تر بلبلان را ترک کُن←بخش ۱۲ - آفتاباختران با یکدیگر غمزه کنان←بخش ۱۳ - بر لب جویجویبارا! دلنواز آواز تو←بخش ۱۴ - زمین و مردماین زمین خاک پوش، ای مردمان←بخش ۱۵ - وداعالوداع، ای دوستانم الوداع←بخش ۱۶ - یتیمچون به یادم آید احوال یتیم←بخش ۱۷ - وطنای وطن! همواره ما را دلبری←بخش ۱۸ - به کنار دریاای یم فرح فزای دلگشا←بخش ۱۹ - در مرگ دخترای دریغا! ای دریغا! دخترا!←بخش ۲۰ - ایضا در سوگ دخترآسمان افکند دورم از دیار←بخش ۲۱ - ایضا در ماتم دختراین دل زار و ضریرم بختیار←بخش ۲۲ - خداگنبد بالای بی‌حد و کران←بخش ۲۳ - بر تربت خواهرنزد گورت باز می‌آیم کنون←بخش ۲۴ - دل دردناک و غمگینای دل شوریدهٔ غمناک من!←بخش ۲۵ - دختر نازنیندخترا، بخت و سعادت یار توست←بخش ۲۶ - در وفات برادربیهده‌ست این جمله الوان زمین←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth