شعر را زندگی کن
→ عطارعطار
عطار

خسرونامه

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۴۱ - در صفت نییکی طاوس فر بگرفته ماری←بخش ۴۲ - در صفت بربطبتی خوشبوی همچون مشک بویا←بخش ۴۳ - آگاهی یافتن شاه اسپاهان از بردن هرمز گل راالا ای روشنایی بخش بینش←بخش ۴۴ - رشك حسنا در كار گل و قصد كردنچنین گفت آنکه استاد جهان بود←بخش ۴۵ - بازگردیدن بسر قصهالا ای کبک کهسار معانی←بخش ۴۶ - آگاهی یافتن خسرو از پیدا شدن گلچنین گفت آن حکیم نغز پاسخ←بخش ۴۷ - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسروفغان برداشت آن مسکین مکّار←بخش ۴۸ - نامه نوشتن قیصر بشاه سپاهانبگفت این و دبیری را بفرمود←بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهانچو خود بر لوح زنگاری قلم زد←بخش ۵۰ - رزم خسرو با شاه سپاهان و كشته شدن شاه سپاهانبرامد نالهٔ کوس از در شاه←بخش ۵۱ - رفتن خسرو بدریا بطلب گلشه القصه ز پیش او بدر شد←بخش ۵۲ - از سر گرفتن قصّهالا ای مرغ پیش اندیش چالاک←بخش ۵۳ - رسیدن خسرو و جهان افروز و یاران بكوه رخام و دیدن پیر نصیحت گوچو بگذشتند ازان دریای خونخوار←بخش ۵۴ - وداع هرمز پیر را و رفتنش بجانب رومبآخر خسرو از وی ره نشان خواست←بخش ۵۵ - آگاهی یافتن قیصر از آمدن خسروچو از خسرو شه قیصر خبر یافت←بخش ۵۶ - از سر گرفتن قصّهالا ای طوطی طوبی نشین خیز←بخش ۵۷ - آگاهی یافتن خسرو از گلچوصبح پرده در از پرده دم زد←بخش ۵۸ - از سر گرفتن قصهالا ای هدهد زرّین پر عشق←بخش ۵۹ - آغاز نامۀ گل بخسروبه صدره نامه‌ای آغاز کردم←بخش ۶۰ - در صفت مویالا ای موی مشکین رنگ آخر←بخش ۶۱ - رسیدن نامۀ گل بخسروالا ال عندلیب شاخ بینش←بخش ۶۲ - آمدن فرّخ بترکستان بطلب گلبگفت این وز پیش شاه برخاست←بخش ۶۳ - آگاهی یافتن شاپور از آمدن فرّخ و گلرخ و گرفتاری گل و گریختن فرّخبشب فرخ چو مرد کاروانی←بخش ۶۴ - نامهٔ خسرو به شاپوربنام آنکه جان را زونشان نیست←بخش ۶۵ - رزم خسرو با شاپوربآخر کار حرب آغاز کرد او←بخش ۶۶ - رسیدن خسرو و گل با هم و رفتن به رومزمانی بود گل چون ماه در میغ←بخش ۶۷ - باز رفتن بسر قصّهالا ای پیک راه بی نهایت←بخش ۶۸ - از سر گرفتن قصّهالا ای ترجمان نفس گویا←بخش ۶۹ - سپری شدن کار خسروچنین گفت او که کرد از وی روایت←بخش ۷۰ - در وفات قیصر و پادشاهی جهانگیرچنین گفت آنکه پیر راستان بود←بخش ۷۱ - در خاتمت کتاب گویدالا ای شاهباز ساعد شاه←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth