خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو و بدمستی و رندی و میْآشامیهامن و خون خوردن و رسوایی و ناکامیها
۲
صبح نوروز خرام است، مبارک باشدبر تنت جامهٔ چسپان خوشاندامیها
۳
نشئهای نیست به غربت می رسوایی رابه وطن میبردم خواهش بدنامیها
۴
پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟دل کم حوصله باشد ثمر خامیها
صفحهٔ ۱ از ۲