شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه نور دیده سازد روی آتش‌ناک راسرمه چشم ملائک ساخت مشتی خاک را
۲
گر دل آدم نبودی جلوه‌گاه حسن اوبا گِل آدم چه نسبت بود جانِ پاک را
۳
آه از این نقاش شورانگیزْ کز نقش بیانزنگ از دل می‌برد آیینه اِدراک را
۴
تا ابد از صورت شیرین‌لبان پرویزواردیده از حیرت ببندد خسرو افلاک را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth