خلوتی با سعدی
بخش ۱۲ - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی راه معروف کرخی بجستکه بنهاد معروفی از سر نخست
۲
شنیدم که مهمانش آمد یکیز بیماریش تا به مرگ اندکی
۳
سرش موی و رویش صفا ریختهبه موییش جان در تن آویخته
۴
شب آنجا بیفکند و بالش نهادروان دست در بانگ و نالش نهاد
صفحهٔ ۱ از ۹