خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتم آینه تا بنگرم حقیقت حالز ضعف خویش نبینم در آینه تمثال
۲
همیشه گریم و هیچش سبب نمیدانمبسان طفلی که آتش گرفته در چنگال
۳
زجور چرخ نه اکنون خمیده ام که نخستخمیده قامت زایند مادرم چو هلال
۴
شکسته بالم از خلق از آن کناره کنمکناره گیر مرغی که بشکنندش بال
صفحهٔ ۱ از ۴