خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۱۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبس که ریختم از دیده خون دل بیرونکنون برونم از خون پرست همچو درون
۲
گرم برون چو درون پر زخون بود شایدکه عاشقان را یکسان بود درون و برون
۳
حدیث از لب من بوی خون دل گیرداز آن که دایم خون میخورم من از محزون
۴
زبس که ریختم از دست هجر بر سر خاکزبس که ساختم از دیدگان روان جیحون
صفحهٔ ۱ از ۶