→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری
زبور عجم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داریبجهان دردمندان تو بگو چه کار داری←بخش ۴۲ - اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولیاگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی←بخش ۴۳ - نور تو وانمود سپید و سیاه رانور تو وانمود سپید و سیاه را←بخش ۴۴ - بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش استبده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است←بخش ۴۵ - کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او راکف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را←بخش ۴۶ - این دل که مرا دادی لبریز یقین بادااین دل که مرا دادی لبریز یقین بادا←بخش ۴۷ - رمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفترمز عشق تو به ارباب هوس نتوان گفت←بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نییاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی←بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما راانجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را ←بخش ۵۰ - خاور که آسمان بکمند خیال اوستخاور که آسمان بکمند خیال اوست←بخش ۵۱ - فرصت کشمکش مده این دل بی قرار رافرصت کشمکش مده این دل بی قرار را←بخش ۵۲ - جانم در آویخت با روزگارانجانم در آویخت با روزگاران←بخش ۵۳ - به تسلئی که دادی نگذاشت کار خود رابه تسلئی که دادی نگذاشت کار خود را←بخش ۵۴ - بحرفی می توان گفتن تمنای جهانی رابحرفی می توان گفتن تمنای جهانی را←بخش ۵۵ - چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام راچند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را←بخش ۵۶ - نفس شمار به پیچاک روزگار خودیمنفس شمار به پیچاک روزگار خودیم←بخش ۵۷ - به فغان نه لب گشودم که فغان اثر نداردبه فغان نه لب گشودم که فغان اثر ندارد←بخش ۵۸ - ما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایمما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایم←بخش ۵۹ - ای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگرای خدای مهر و مه خاک پریشانی نگر←بخش ۶۰ - «شاخ نهال سدرهای خار و خس چمن مشو»«شاخ نهال سدرهای خار و خس چمن مشو»←بخش ۶۱ - دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارمدو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم←بخش ۶۲ - بر خیز که آدم را هنگام نمود آمدبر خیز که آدم را هنگام نمود آمد←بخش ۶۳ - مه و ستاره که در راه شوق هم سفرندمه و ستاره که در راه شوق هم سفرند←بخش ۶۴ - درون لاله گذر چون صبا توانی کرددرون لاله گذر چون صبا توانی کرد←بخش ۶۵ - اگر به بحر محبت کرانه میخواهیاگر به بحر محبت کرانه میخواهی←بخش ۶۶ - زمانه قاصد طیار آن دلآرام استزمانه قاصد طیار آن دلآرام است←بخش ۶۷ - دگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفتدگر ز ساده دلیهای یار نتوان گفت←بخش ۶۸ - خرد از ذوق نگه گرم تماشا بود استخرد از ذوق نگه گرم تماشا بود است←بخش ۶۹ - غلام زنده دلانم که عاشق سره اندغلام زنده دلانم که عاشق سره اند←بخش ۷۰ - لاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوزلاله این چمن آلودهٔ رنگ است هنوز←بخش ۷۱ - تکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنندتکیه بر حجت و اعجاز و بیان نیز کنند←بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کشچو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش←بخش ۷۳ - خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برونخضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون←بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهیز سلطان کنم آرزوی نگاهی←بخش ۷۵ - با نشئه درویشی در ساز و دمادم زنبا نشئه درویشی در ساز و دمادم زن←بخش ۷۶ - هوس هنوز تماشا گر جهانداری استهوس هنوز تماشا گر جهانداری است←بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک استفرشته گرچه برون از طلسم افلاک است←بخش ۷۸ - عرب که باز دهد محفل شبانه کجاستعرب که باز دهد محفل شبانه کجاست←بخش ۷۹ - مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموزمانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز←بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیزای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز←