→ امیر معزیامیر معزی
امیر معزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۴۱به شب از داغ هجر تو نمیدانم غنود ای جان←شمارهٔ ۴۲بربود روزگار تو را از کنار من←شمارهٔ ۴۳بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او←شمارهٔ ۴۴جانا جفا نکردم هرگز به جای تو←شمارهٔ ۴۵عمری گذاشتم صنما در وفای تو←شمارهٔ ۴۶ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشو←شمارهٔ ۴۷کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه←شمارهٔ ۴۸ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده←شمارهٔ ۴۹سنبل است آنکه تو از لاله برانگیختهای←شمارهٔ ۵۰ختنیوار رخ خوب بیاراستهای←شمارهٔ ۵۱آن روی به نیکویی خورشید جهانستی←شمارهٔ ۵۲بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی←شمارهٔ ۵۳گر یار نگارینم در من نگرانستی←شمارهٔ ۵۴نگارا تو دلبند و زیبا نگاری←شمارهٔ ۵۵کافر بچهای سنگدل آوردهٔ غازی←شمارهٔ ۵۶بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزی←شمارهٔ ۵۷آن که از سنبل نقاب ارغوان آرد همی←شمارهٔ ۵۸آن صنم کاندر دو لب تنگ شکر دارد همی←شمارهٔ ۵۹ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی←شمارهٔ ۶۰دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنی←شمارهٔ ۶۱آه ازین کودکان مشکین موی←
→ صفحهٔ قبل۲ از ۲