شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارمجذوب تبریزی
مجذوب تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد←شمارهٔ ۴۲مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد←شمارهٔ ۴۳غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد←شمارهٔ ۴۴خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد←شمارهٔ ۴۵وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند←شمارهٔ ۴۶گر تیرگی بصر نباشد←شمارهٔ ۴۷اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود←شمارهٔ ۴۸آتشی دارد اضطراب سپند←شمارهٔ ۴۹معشوق مگو وفا ندارد←شمارهٔ ۵۰ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند←شمارهٔ ۵۱مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند←شمارهٔ ۵۲جمال یار که تاب نگاه خود دارد←شمارهٔ ۵۳یا رب دلم از درد تو بیکار نگردد←شمارهٔ ۵۴کلبه احزان من بزم وصال تو باد←شمارهٔ ۵۵ساقیا روی بهار تو مبارک باشد←شمارهٔ ۵۶امشب که بی‌‌تو شیشه دمی جلوه‌ساز بود←شمارهٔ ۵۷پیشم نشسته بود و مدارش به ناز بود←شمارهٔ ۵۸کام دل غیر از کجا بدهد←شمارهٔ ۵۹ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود←شمارهٔ ۶۰کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود←شمارهٔ ۶۱ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد←شمارهٔ ۶۲خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید←شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد←شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد←شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد←شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند←شمارهٔ ۶۷باز راهم به در خانه خمّار افتاد←شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید←شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید←شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند←شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند←شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند←شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود←شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند←شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند←شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد←شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد←شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند←شمارهٔ ۷۹عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند←شمارهٔ ۸۰هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth